اب هم شرمنده عباس شد

عشق عباس

اب هم شرمنده عباس شد

حامد نیک زاد
اب هم شرمنده عباس شد عشق عباس

کلیپ سینه زنی

سینه زنی در امام زاده لارستان

دانلود کلیپ


برچسب‌ها: نوحه لاری , سینه زنی لار

تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 11:2 | نویسنده : حامد نیک زاد |

نوحه نعمت زائر

شب 5 محرم

مسلم ابن عقیل             دانلود


برچسب‌ها: نوحه لاری , نعمت زائر , لارستان

تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 10:51 | نویسنده : حامد نیک زاد |

نوحه نعمت زائر

شب 3 محرم 1393

ورودی کاروان          دانلود


برچسب‌ها: نوحه لاری , نعمت زائر , لارستان

تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 10:41 | نویسنده : حامد نیک زاد |

نوحه نعمت زائر

شب 4 محرم

حر ریاحی                  دانلود


برچسب‌ها: نوحه لاری , نعمت زائر , لارستان

تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 10:30 | نویسنده : حامد نیک زاد |

پیام

سلام دوستان باعرض پوزش که نرسیدم وبلاگ را به روز کنم و فرا رسیدن محرم را به ساحت مقدس امام زمان و تمامی عاشقان اهل بیت  تسلیت عرض مینمایم .

منتظر دانلود مداحی سینه زنی به سبک لار سال 1393 باشید.



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 9:15 | نویسنده : حامد نیک زاد |

روابط عاشقانه

عشق برتر


 

نشناخته را  محرم   هر    راز   مكن

قفل دل خود  بر همه كس  باز مكن

در  قلّك  دِل   براى     آينده  خويش

جز عشق خدا و دين پس‏انداز  مكن

 


 

چگونه میتوان محبت اهل بیت ع را در دل نهادینه کرد؟

 

آنچه از قرآن و کتب روایی و همچنین کلام ائمه معصومین ع بدست می آید این است که هر شخصی از طریق راههای متعددی  میتواند محبت اهل بیت ع را در دل خود و فرزندان خود ایجاد کرده و آنرا برای همیشه حفظ نماید:

 

1-دوران پيش از كودكى


آنچه در ساختن شخصيت يك انسان مؤثر است، خيلى پيشتر از مدرسه و جامعه آغاز مى‏شود و به مسأله تغذيه، شير مادر، روحيات والدين، شرايط ايّام باردارى، انعقاد نطفه و... هم مربوط مى‏شود و موضوع وراثت نيز، در جاى خود مهمّ است.
اهل معرفت و انسانهاى دقيق و ارزشى، در به وجود آوردن نسلى پاك، نجيب، باايمان و اهل صلاح و فلاح، به اين نكات و ريزه‏كاريها هم توجّه مى‏كنند.
در زندگى‏نامه بسيارى از بزرگان دين يا شهيدان اسلام مى‏خوانيم و مى‏شنويم كه مادرانشان آنان را با وضو شير داده‏اند، ايام باردارى و شيردادن، مواظب حالات روحى خود، غذاى حلالى كه مى‏خورده‏اند، مجالسى كه شركت مى‏كرده‏اند، كتابهايى كه مى‏خوانده‏اند و... بوده‏اند. اين مراقبت‏ها در روحيه و خصلت‏هاى كودك تأثير مى‏گذارد. اينكه مادر در ايام باردارى يا هنگام شير دادن، چه صداها و نوارهايى بشنود (ترانه يا تلاوت قرآن يا نوحه و مداحى و...) و چه تصاوير و فيلمهايى ببيند، در چه جلساتى شركت كند، با چه كسانى معاشرت داشته باشد، در تكوين شخصيت معنوى فرزند بى‏اثر نيست. برخى از سفره امام حسين(ع) و اطعام ايام عاشورا و غذاهاى نذرى، به قصد تبرك استفاده مى‏كنند. اين ايمانها و عقيده‏ها به نوزادهم منتقل مى‏شود.
آنچه در آداب و سنن اسلامى در مورد كودكان و نوزادان است (از قبيل: از خداوند فرزند صالح خواستن، دايه صالح گرفتن براى شير دادن، توجه به انتقال اخلاق دايه به فرزند، كام نوزاد را با آب فرات و تربت كربلا برداشتن، هنگام تولد و نامگذارى در گوش او اذان و اقامه گفتن، نام نيك بر او نهادن، از نام ائمه بر فرزندان گذاشتن، ياد دادن قرآن و حديث اهل بيت به فرزندان و آموختن نماز و واداشتن به روزه و... ) همه نشان دهنده تأثير اينگونه امور در خلق و خوى كودكان است.
از على(ع) روايت است كه فرمود: من از خداى خود فرزندانى زيباروى و خوش قامت نطلبيدم، بلكه از پروردگارم خواستم فرزندانى به من عطا كند كه مطيع خدا و خائف از او باشند، تا هر گاه به آنان مى‏نگرم كه مطيع خدايند، چشمانم روشن گردد.(1)
امام سجّاد(ع) نيز در دعاى مخصوص فرزندان، بيشتر نكته‏هاى معنوى و دينى و اخلاقى و صلاح و فلاح و تقوا و بصيرت و اطاعت خدا و محبّت اولياى الهى و دشمنى با دشمنان خدا مى‏طلبد:
«وَ اجعلهم اَبراراً اَتْقياءَ بُصَراءَ سامعينَ مُطيعينَ لك وَلِاَوليائك مُحبّينَ مُناصِحينَ و لجميعِ اَعْداءِك مُعاندينَ و مُبغِضينَ».(2)
پس دوران كودكى، فصل تربيت دينى و تربيت ولايى كودكان است و محبت اهل بيت هم يكى از شاخه‏هاى همين «تربيت دينى» است.

من غم و مهر حسين، با شير از مادر گرفتم

روز اوّل كامدم، دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم يك قطره از بوى حسينى

سبقت از مشك و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

حضور ما در جلسات حسينى و اشك ريختن در سوگ اباعبداللَّه(ع) و شنيدن حرف و حديث امامان و اهل بيت، در روح كودكى كه در رحم يا در آغوش دارد، تأثيرگذار است.
«... در حسينيه دلمان، مرغهاى محبّت سينه مى‏زنند و اشكهاى يتيم در خرابه چشم، بيقرارى مى‏كنند. سينه ما تكيه‏اى قديمى است، سياهپوش با كتيبه درد و داغ. درب آن با كليد «يا حسين» باز مى‏شود و زمين آن با اشك و مژگان، آب و جارو مى‏شود.
ما دلهاى شكسته خود را وقف اباعبداللَّه(ع) كرده‏ايم و اشك خود را نذر كربلا، و اين «وقفنامه» به امضاى حسين(ع) رسيده است. اين است كه زيارت، ترجيع بند ايّام سال ماست.
صبحها وقتى سفره دعا و عزا گشوده مى‏شود، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق مى‏شود. ابتدا چند مشت «آب بيدارى» به صورت جان مى‏زنيم، تا «خواب غفلت» را بشكنيم. زيارتنامه را كه مى‏بينيم، چشممان آب مى‏افتد. «السلام عليك» را كه مى‏شنويم، بوى خوش كربلا به مشاممان مى‏رسد. توده‏هاى بُغض در گلويمان متراكم مى‏گردد و هواى دلماى ابرى مى‏شود و آسمان ديدگانمان بارانى.
سر سفره ذكر مصيبت، قندان دهانمان را پر از حبّه قندهاى «يا حسين» مى‏كنيم و نمكدان چشممان دانه دانه اشك بر صورتمان مى‏پاشد. به دهان كه مى‏رسد، قند و نمك در كاممان مى‏آميزد و اين محلول شور و شيرين، درمان عشق ماست و نمك‏گير سفره حسين(ع) مى‏شويم. اين است كه تا آخر عمر، دست و دل از حسين(ع) بر نمى‏داريم. آنگاه جرعه جرعه زيارت عاشورا مى‏نوشيم و سر سفره توسّل، «ولايت» را لقمه لقمه در دهان كودكانمان مى‏گذاريم.
غذاى ما از عطاى حسين(ع) است. الحمدللَّه... در اين خشكسالى دل و قحطى عشق، نم نم باران اشك، غنيمتى است كه رواق آينه كارى شده چشمان ما را شستشو مى‏دهد. خدايا ما را به چشمه كربلا و نهر علقمه تشنه‏تر كن و معماراشك را براى آبادى دلهايمان بفرست.
امروز بر سرْدرِ دلهاى ما پرچمى نصب شده كه بر آن نوشته است: «السلام عليك يا اباعبداللَّه».(3)
ريشه‏هاى حب اهل بيت، در دوران خردسالى و شيرخوارگى نيرو مى‏گيرد و در جوانى و بزرگسالى ميوه و برگ و بار مى‏دهد. آرى...

به جام جان نريخت مهر ديگرى

از آن دمى كه دل شد آشناى تو

اين مرحله، به مراقبتها و رفتارهاى والدين در دوران شيرخوارگى و نوزادى فرزندان مربوط مى‏شود.
امّا... اينك ماييم و كودكان و نوجوانان موجود در جامعه و ضرورت و اهميّت تربيتِ ولايى و دينى آنان.
در اينكه چگونه مى‏توان جوانان و نوجوانان را «مُحبّ آل محمد» و دوستدار اهل‏بيت(ع) بارآورد، راههاى مختلفى وجود دارد. برخى از اين راهها جنبه ذهنى و تئورى دارد، يعنى طرح موضوعات و مباحثى كه نتيجه آن ايجاد كشش و جذبه نسبت به خاندان پيامبر است. عمدتاً بيان فضايل و مناقب و مقامات و شرح حال و سيره اولياء الهى، حتّى ذكر شمايل و اوصاف ظاهرى آنان، از اين بخش است. بعضى حتى از راه تصاوير و عكسهاى منسوب به پيامبر و امامان، به آنان علاقه پيدا مى‏كنند و تصوير، گذرگاه و معبرى براى ورود به دنياى زيبا و دوست‏داشتنىِ اولياى دين مى‏شود. برخى هم جنبه عملى و كاربردى است، يعنى اجراى برنامه‏ها يا توجّه به نكات اجرايى و كاربردى كه نتيجه آن جاى گرفتن محبّت اهل‏بيت(ع) در دل كودكان و جوانان است و اين كار، عمدتاً از سوى پدران و مادران، اولياء و مربّيان، برنامه‏سازان، مسؤولان فرهنگى و تربيتى كشور و چهره‏هاى مورد توجّه و علاقه نسل نوجوان در جامعه است.
اينك برخى از اين راهها و شيوه‏ها برشمرده مى‏شود:

2-پيوند با آب فرات و خاك كربلا


استفاده از نمادها و سمبلهايى كه به نوعى ارتباط با اهل بيت دارد، اين رابطه را تقويت مى‏سازد. «عاشورا» برجسته‏ترين مظهر خطّ ولايت نسبت به اين خاندان است.
«شهادت» و «عطش» نيز دو جلوه مهمّ عاشوراست.
«آب فرات» يادآور تشنگى امام و اهل بيت او و وفاى عباس(ع) است و «تربت» سيدالشهدا، خاك آميخته به خون «ثاراللَّه» است و اين دو، فرهنگ عاشورا و حب اهل بيت را با خود دارند.
در تعاليم شيعه، از سنتهاى مؤكّد مذهبى، برداشتن كام نوزاد هنگام تولّد، با تربت سيدالشهدا و آب فرات است يعنى اندكى از اين يا آن، به كام نوزاد ماليدن، يا در دهان او چكاندن.
اين كار، هم پيوند دادن نوزادان از همان بدو تولد با اين خاندان و عاشوراست، هم نشانِ عشق والدين به ايجاد اين رابطه است، هم تأثير طبيعى اين «آب و خاك» در سرشت و طينت و خلق و خوى فرزندان است. همچنان كه طبق احاديث بسيار، خداوند در تربت سيدالشهدا «شفا» و خاصيت درمانى قرار داده است،(4) اثر ايجاد محبّت و امنيّت هم در اين تربت و آن آب نهاده است. پس، از راههاى عملى، يكى هم عمل به اين سنت دينى است. اثر ايجاد محبت در روايات مربوط به آن هم بيان شده است. امام صادق(ع) فرمود:
«حَنّكوا اولادَكم بماء الفراتِ».(5)
كام نوزادان خود را با آب فرات برداريد.
امام صادق(ع) به سليمان بن هارون بجلّى فرمود:
«ما اَظُنُّ احداً يُحَنِّكُ بماء الفراتِ الاَّ احبَّنا اهلَ البيت».(6)
گمان نمى‏كنم كه كسى با آب فرات، كام نوزاد را بردارد مگر آنكه ما خاندان را دوست بدارد.
آن حضرت، فرات را نهرى بهشتى مى‏داند كه به خدا ايمان آورده است و روزى يك قطره از بهشت در آن مى‏چكد. و نيز فرمود:
«مَن شَرِبَ مِن ماء الفراتِ وَحنَّكَ به فهو محبّنا اَهْلَ البيت».(7)
هر كس از آب فرات بنوشد، يا كام كودك را با آن بردارد، يقيناً دوستدار ما خاندان خواهد بود.
على(ع) فرمود:
«اِنّ اهلَ الكوفةِ لَوْ حَنَّكوا اولادَهم بماء الفراتِ لكانوا شيعةً لنا».(8)
اگر كوفيان، اولاد خودرا باآب‏فرات، كام برداشته بودند، شيعه ما مى‏شدند.
امام صادق(ع) فرمود:
«ما احدٌ يَشربُ من ماء الفراتِ وَ يُحنِّكُ به اذا اولَدَ الّا اَحبَّنا، لِأنَّ الفراتَ نهرٌ مؤمِنٌ».(9)
هيچ كسى نيست كه از آب فرات بنوشد، يا وقتى فرزند آورد، كام او را با آب فرات بردارد، مگر آنكه دوستدار ما شود، چرا كه فرات، نهرى مؤمن‏است.
آن حضرت، در مورد كام برداشتن نوزادان با تربت سيدالشهدا هنگام تولّد، چنين دستور داده است:
«حَنِّكوا اولادَكم بِتُربةِ الحسينِ، فانّها اَمانٌ».(10)
فرزندان خود را با تربت حسين(ع) كام برگيريد، چرا كه مايه ايمنى است.
البته در روايات، تأكيد شده است كه اين بهره‏گيرى درمانى از تربت، وقتى است كه انسان به اين نكته باور داشته باشد كه خداوند در تربت آن حضرت، اين نفع و خير را قرار داده است.(11)
سنّتِ آميختن آب يا شربت به تربت سيدالشهدا و نوشيدن و نوشاندن آن به ديگران جهت درمان، زمان ائمّه هم رواج داشته است.(12) امروز نيز ميان معتقدان و شيفتگان اين مكتب، رايج است.(13)

3-استفاده از علاقه به محبوبيّت


هر كس دوست دارد مورد علاقه و محبّت ديگران باشد و مورد توجّه قرار گيرد. در جذب افراد، اظهار علاقه خيلى مؤثر است، بخصوص آن طرفى كه انسان مورد علاقه او باشد اگر شخصيّتى معروف، مهم و معتبر باشد، مورد رغبت بيشترى است. تا چه رسد به اينكه آن طرف، خدا و حضرت رسول(ص) و ائمّه اطهار(ع) باشند. بايد چنين القا كرد كه رشته محبت و علقه ولايى با اهل‏بيت(ع) موجب مى‏شود انسان محبوب خدا و رسول خدا (ص) گردد و چه موهبتى بالاتر از اين؟ طرح اين مسأله كه ائمّه(ع) دوستدارانشان را دوست دارند، ايجاد محبّت مى‏كند. روايت در اين زمينه بسيار است، از جمله اين حديث:
كسى به محضر امام على(ع) رسيد و گفت: السلام عليكَ يا اميرالمؤمنين و رحمةاللَّه و بركاته، كيفَ اصبَحْتَ؟ سلام (و رحمت و بركات خدا) بر تو اى امير مؤمنان. چگونه صبح كردى و چگونه‏اى؟
حضرت سر بلند كرد و پاسخ سلامش را گفت و فرمود:
«اصبحتُ مُحِبّاً لِمُحِبِّنا و مُبغِضاً لِمَن يُبغِضُنا»(14)
صبح كردم، در حالى كه دوستدارِ دوستدارمان هستم و دشمن كسى كه با ما دشمنى دارد.
طرح مسأله حبّ متقابل و رضايت طرفينى ميان خدا و بنده يا پيامبر(ص) و امّت، كارساز است. قرآن هم نمونه‏هايى دارد، همچون: «2م و رَضُواعنه»،(15) «فَسوفَ يأتى اللَّهُ بقومٍ يُحِبُّهم و يُحِبّونه».(16) كه در مورد اهل ايمان و عمل صالح و متعهدان به دين و ثابت قدمان در راه خداست.
با طرح اين‏كه خدا چه كسانى را دوست مى‏دارد؟ و پاسخ اين كه محبّان اهل بيت را، و نتيجه‏گيرى اين كه پس محبوب خدا شدن هم در سايه مودّت اهل‏بيت است، علاقه‏ها را به اين خاندان مى‏افزايد.
هم دوست داشتن برگزيدگان افتخار است، هم محبوب آنان بودن ارزش است. در زيارت «امين‏اللَّه»، در حرمهاى ائمه معصومين از خداوند چنين درخواست مى‏كنيم:
خدايا! دل و جان مرا شيفته اولياى برگزيده‏ات قرار بده و مرا در زمين و آسمانت محبوب گردان:
«مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اولياءك، مَحبوبةً فى أَرضِك و سماءك».(17)
دوستى با اهل‏بيت(ع) انسان را با اين خانواده همخون و همدل مى‏سازد و عضو اين خانواده الهى مى‏گرداند. همچنان كه سلمان فارسى را رسول خدا(ص) از اين دودمان دانست و فرمود: «سلمانُ مِنّا اهلَ البيت»(18) «سلمان از ما خاندان است».
چنين تعبيرى را پيامبر اكرم(ص) درباره ابوذر غفارى هم فرموده است و امام صادق(ع) نيز درباره فُضيل بن يسار(19) و يونس بن يعقوب‏(20) فرموده است كه اينان از ما خاندان هستند.
اين موهبت بزرگى است كه انسان از خاندان پيامبر محسوب شود. محبّت اهل‏بيت، چيزى است كه اين امتياز را براى دوستدار مى‏آورد. به اين دو حديث توجه كنيد (كه يكى محبّت و ديگرى تقوا و عمل صالح را زمينه‏ساز عضويت در مجموعه اهل‏بيت مى‏داند):
امام باقر(ع): «مَنْ اَحَبَّنا فهو مِنّا اَهل البيتِ»(21) «هر كه ما را دوست بدارد از ما خاندان است».
امام صادق(ع): «مَنِ اتّقى‏ مِنكم وَ اَصْلَحَ فهو منّا اهلَ البيت».(22) «هر كس از شما كه تقوا پيشه‏كند و در پى صلاح و اصلاح باشد، او از ما اهل‏بيت است».
توجّه به اين نكته مهمّ است كه محبّت به تنهايى، بدون تقوا و صلاح و اصلاح، چندان كارساز نيست و محبّت واقعى به همان همسويى مى‏كشد.

4-توجه به عنايت اهل بيت به شيعه


پيروان و دوستداران اهل بيت(ع)، مورد عنايت و توجّه و تقدير خاندان پيامبرند. توجه داشتن و توجه دادن به اين عنايت و محبت و تكريم، محبت آنان را در دلها ايجاد مى‏كند يا مى‏افزايد. اهل بيت، هوادارانشان را دوست دارند، آنان را مى‏شناسند، آنان را شاخ و برگ درختى مى‏دانند كه به خودشان مربوط مى‏شود، در دنيا گرفتارى‏هايشان را حل مى‏كنند، در آخرت از آنان شفاعت مى‏كنند و محبّان خويش را از ياد نمى‏برند.
در اين زمينه احاديث فراوانى است كه به چند نمونه اشاره مى‏شود:
1 - حُذيفة بن اُسَيد غفارى گويد: امام حسن مجتبى(ع) وقتى با معاويه صلح كرد و به مدينه برمى‏گشت همراهش بودم. پيش او يك بار شتر بود كه همواره همراه آن بود و جدا نمى‏شد. روزى گفتم: اين بار چيست كه از تو جدا نمى‏شود؟
فرمود: مى‏دانى چيست؟ گفتم: نه. فرمود: «ديوان» است. گفتم: ديوان و دفترِ چيست؟ فرمود: دفتر شيعيان ماست، نامهايشان در آن است: «ديوانُ شيعتِنا فيه اَسماؤهُم».(23)
2 - امام صادق(ع) به ابوبصير فرمود:
«... وَ عَرفْنا شيعتنا كَعِرفانِ الرّجُلِ اهلَ بيته».(24)
ما شيعيان خود را مى‏شناسيم، همانگونه كه يك فرد، خانواده خود را مى‏شناسد.
3 - امام سجاد(ع) فرمود: ما هر كس را ببينيم، مى‏شناسيم كه مؤمن حقيقى است يا منافق. شيعيان ما ثبت شده‏اند و نامهايشان و نامهاى پدرانشان معروف است، خدا از ما و از آنان پيمان گرفته است، هر جا كه ما وارد شويم آنان نيز وارد مى‏شوند:
«اِنَّ شيعتَنا لمكتوبُونَ مَعْرُوفون بِأسمائِهِم و اسماء آبائهم، اَخَذَ اللَّه الميثاقَ علينا و عَلَيهم، يَرِدونَ مَوارِدَنا وَ يَدخُلون مَداخِلَنا».(25)
4 - امام كاظم(ع) در مورد آيه «وَمِمَّنْ هَدَيْنا وَ اجْتَبَيْنا»(26) فرمود:
«فَهُم وَاللَّهِ شيعَتُنا الّذين هَداهُمُ اللَّهُ لِمَوَدَّتِنا وَاجْتَباهُمْ لِدينِنا...».(27)
به خدا قسم آنانند شيعيان ما، آنان كه خداوند بر مودّت و دوستى ما هدايتشان كرده و براى آيين ما آنان را برگزيده است.
اين كه انسان توفيق مودّت و پيروى اين خاندان را داشته باشد، توفيق ارزشمندى است كه نصيب همه نمى‏شود و بر اين نعمت معنوى بايد خداوند را سپاس گفت. عنايت ديگر ائمه، در مورد حساب و شفاعت شيعه جلوه‏گر است كه در حديث بعد آمده است.
5 - امام صادق(ع) در ذيل آيه «اِنّ اِلَينا اِيابَهُم ثُمّ اِنّ عَلينا حِسابَهُم»(28) فرمود:
«اِذا كانَ يَومَ القِيامَةِ جَعَلَ اللَّهُ حسابَ شيعَتِنا عَلَينا...».(29)
چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حسابرسى شيعيان ما را برعهده ما مى‏گذارد.
و در حديث ديگرى از آن حضرت است:
«نَشْفَعُ لِشيعَتِنا فَلا يَرُدُّنا رَبُّنا».(30)
ما براى شيعيان خود شفاعت مى‏كنيم، خداوند هم شفاعت ما را ردّ نمى‏كند.
6 - امام صادق(ع) فرمود:
«اَيْنَما نَكُونُ فَشيعتُنا مَعَنا».(31)
ما هر جا كه باشيم، پيروان ما با مايند.
حتى در ورود به بهشت نيز اين همراهى وجود دارد، على(ع) فرموده است: از هشت درِ بهشت، پنج در است كه شيعيان و دوستداران ما اهل بيت از آن وارد مى‏شوند:
«... و خمسةُ ابوابٍ يَدخُل مِنها شيعتُنا وَ مُحبّونا».(32)
7 - امام صادق(ع) در مسجد، گروهى از شيعيان را ديد، به آنان نزديك شد و سلامشان داد و فرمود: به خدا قسم من بوى شما و روح شما را دوست دارم، ما را با تقوا و تلاش، يارى كنيد. شما ياران دين خداييد، شما پيشتازان به سوى بهشتيد، ما بهشت را براى شما تضمين كرده‏ايم، هر چيزى شرفى دارد، شرافتِ دين، شيعه است. هر چيزى ستونى دارد، ستون دين، شيعه است. هر چيزى سروَرى دارد، و بهترين مجالس و سرور آنها، مجالس شيعه است:
«وَاللَّهِ اِنى لَاُحبُّ ريحَكُم وَ ارواحَكم... اَنتمُ السّابِقونَ الى الجنّة، قد ضَمِنّا لكم الجنانَ بِضَمانِ اللَّهِ وَ رَسُولِه... اَلا وَ اِنّ لِكُلِّ شَى‏ءٍ شَرَفَاً وَ شرفُ الدينِ الشيعةُ، اَلا اِنّ لِكُلِّ شئٍ عِماداً وَ عِمادُ الدّينِ الشيعةُ، اَلا و انّ لكُل شئٍ سَيّداً وَ سيّدُ المجالسِ مجالسُ شيعَتِنا».(33)
8 - امام باقر(ع) درباره «شجره طيّبه» كه در قرآن است، فرمود: آن درخت، حضرت رسول(ص) است، تنه آن، على(ع) است، شاخه‏اش فاطمه(س) است، ميوه‏هايش فرزندان فاطمه زهرايند و شيعه، برگهاى آن درخت‏اند (وَ اوراقُها شيعتُنا) هرگاه يكى از شيعيان ما از دنيا برود، برگى از آن درخت افتاده و هرگاه نوزادى براى شيعه به دنيا آيد، به جاى آن برگ، برگى مى‏رويد.(34)
9 - اميرالمؤمنين(ع) فرمود:
«اِنَّ اللَّه تعالى اِطّلَعَ اِلَى الأرضِ فاختارَنا وَاختار لنا شيعةً يَنصرونَنا و يَفْرَحُونَ بِفَرَحِنا وَ يَحزَنُون لِحُزْنِنا وَ يَبْذِلُونَ اَنْفُسَهم وَ اموالَهُم فينا، فاولئك مِنّا وَ اِلَينا وَهُم مَعَنا فِى الجِنَان».(35)
خداوند بر زمين اشراف و عنايت و نگاه كرد پس ما را برگزيد و براى ما پيروانى برگزيد كه ما را يارى مى‏كنند، با شادى ما شاد مى‏شوند، بر اندوه ما اندوهگين مى‏شوند و جانها و مالهايشان را در راه ما خرج مى‏كنند، پس آنان از ما و به سوى مايند و آنان در بهشت با ما خواهند بود.
اين نيز عنايت خدا و اهل بيت به پيروان اين خاندان و برگزيدگى و منتخب بودن صاحبان اين محبت و ولايت را مى‏رساند. اين عنايات خاص، موجب ازدياد محبت انسان به اين خاندان جود و كرم مى‏شود و دلبستگى و دلدادگى مى‏آورد.
درباره جايگاه و منزلت شيعه نزد ائمّه اطهار و توجه خاصّى كه به مواليان خود دارند و مقامى كه خدا براى سيراب‏شدگان از چشمه محبت و ولاى آل اللَّه قرار داده، آن قدر حديث است كه از شمار بيرون است. نقل آنها كتابى قطور خواهد شد. امّا براى آشنايى با مضامين گوشه‏اى از اين احاديث، عنوانِ بعضى از اين فضيلتها و ويژگيها را مى‏آوريم:(36)
شيعيان على(ع) در قيامت سيراب، و رستگار و كاميابند. شيطان بر پيروان على(ع) سلطه ندارد. شيعيان على شيعه خدايند، شيعيان على، آمرزيده‏اند، در قيامت به دست على(ع) از كوثر سيراب مى‏شوند، پيروان او در دنيا و آخرت منصورند و برگه عبور از آتش مى‏گيرند و ايمن‏اند، اگر شيعه نبود، دين خدا استوار نمى‏شد، آنان بهترين بندگان و بر صراط حقّ‏اند و دين اهل بيت را گرفته‏اند، شيعيان ما به خدا و به عرش خدا و به ما نزديكتر از ديگرانند، پيروان ما گواه و شاهد بر مردم ديگرند، ما و شيعه ما «اصحاب اليمين» هستيم، شيعيان ما هدايت يافته، صابر، گرانقدر، صادق و رها از سلطه و نفوذ شيطانند، پيروان ما هنگام رستاخيز، با چهره‏هاى نورانى از قبرها برانگيخته مى‏شوند و سواره به محشر مى‏آيند، با نور خدايى مى‏نگرند، از سرشت ما آفريده شده‏اند، هم ما برگزيده‏ايم هم شيعيان ما، آنان از شعاع نور ما خلق شده‏اند. خداوند در دنيا شيعه ما را از گناهانشان پاك مى‏كند، خداوند از شيعيان ما ميثاق ولايت گرفته است، ما گواه بر شيعيانيم و شيعيان شاهد بر ديگرانند، شيعيان ما مى‏توانند نسبت به خانواده خود هم شفاعت كنند، شهيد شيعه بر شهداى ديگر برترى دارد، پيروان با ايمان ما با پيامبر خويشاوندند و... صدها كرامت و فضيلتِ ارجمند.
البته اين اوصاف و فضايل و جايگاه والا، به همان اندازه كه قيمتى و محبّت‏آور و دوست داشتنى است، مسؤوليت و تعهّد و مراقبت و ديندارى بيشترى مى‏طلبد، تا انسان شايسته اين همه مقام و رتبه شود (به نكايات پايانى اين جزوه دقت كنيد).

5-بيان فضيلت حبّ آل پيامبر(ص(

فعّال ساختن كانال تبليغ محبّت اهل بيت(ع)، در جذب ديگران اثر دارد. گفتن و مطرح كردن خوبيهاى آنان مؤثّر است. به عنوان يك دستور كار، بايد فضيلت، آثار و بركات محبّت اهل بيت(ع) را بصورت پيوسته طرح كرد. به هر حال در عدّه‏اى اثر مى‏گذارد و مردم به دنبال يك موج تبليغاتى در رسانه‏ها يا مراكز فرهنگى، به سمت و سويى گرايش مى‏يابند. در اين باره احاديث فراوان است. به عنوان نمونه: پيامبر اكرم(ص) فرمود:
اَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى‏ حُبّ آلِ محمّدٍ ماتَ شهيداً،
اَلا و من مات على حبّ آل‏محمّدٍ ماتَ مغفوراً له،
اَلا و من مات على حبّ آل‏محمّدٍ ماتَ مؤمناً مُستكمِلَ الأيمان،
اَلا و من مات على حبّ آل‏محمّدٍ بَشَّرهُ ملكُ الموتِ بالجَنّة،
اَلا و من مات على حبّ آل‏محمّدٍ فُتِحَ‏له‏فى‏قبره بابان‏اِلَى‏الجنّة،
اَلا و من مات على حبّ آل محمّدٍ جَعلَ اللَّهُ قبَرهُ مَزارَ ملائكةِ الرّحمة...(37)
هر كس با محبّت آل محمد بميرد، شهيد مرده است، آمرزيده مى‏شود، با توبه مى‏ميرد، با ايمان كامل مى‏ميرد، فرشته مرگ او را به بهشت مژده مى‏دهد، در قبرش دو در به روى بهشت گشوده مى‏شود، قبر او زيارتگاه فرشتگان رحمت الهى مى‏شود.
چنين رواياتى فراوان است. ذكر اينها دلها را تكان مى‏دهد و شيفته اهل‏بيت(ع) مى‏سازد. از جمله نكاتى كه در فضيلت اين محبت در روايات فراوان آمده است اينهاست:
- حبّ اهل بيت، اساس دين و نظام دين است.(38)
- حبّ اهل بيت، حبّ خداست.(39) به قول مولوى:

اين محبّت از محبّتها جداست

حبّ محبوب خدا، حبّ خداست

- حبّ اهل بيت، حب رسول خداست.(40)
- حبّ اهل بيت، هديه الهى است.(41)
- حب اهل بيت، برترين عبادت است.(42)
- حبّ اهل بيت، باقيات الصالحات است.(43)
پس وقتى حب اهل بيت(ع) اين همه فضيلت دارد، بايد ظرف دل را از محبّت آنان پر كرد و عشقها و علاقه‏ها را نثار آنان نمود كه شايسته‏ترين افراد براى دوست داشتن و عشق ورزيدن‏اند و ارزش دل به عنوانِ يك ظرف، بستگى به محتواى محبّتى دارد كه در آن است. قيمت انسان، به عشقى است كه در ظرفِ دلش جاى مى‏گيرد. هر چه آن معشوق و محبوب، ارزشمندتر و نفيس‏تر باشد، انسان هم قيمتى‏تر و پربهاتر مى‏شود.
رسول خدا(ص) فرمود: اى مردم! پيوسته مودّت ما خاندان را داشته باشيد و از آن جدا نشويد، هر كس خدا را در حالى ملاقات كند كه مودّت ما را داشته باشد، با شفاعت ما وارد بهشت مى‏شود.(44)

6-طرح نيازمندى و بهره‏مندى از اين محبّت


انسان معمولاً مجذوب كسى يا جايى مى‏شود كه گره از كار او بگشايد و بهره برساند. در رابطه‏هاى اجتماعى افراد، به وضوح اين مسأله ديده مى‏شود. در زندگى ممتد و مستمرّ ما كه تا آخرت ادامه مى‏يابد، كجاها گير مى‏كنيم و نياز به كمك داريم؟ هنگام مرگ، در برزخ، در رستاخيز، هنگام عبور از صراط و... كه بشدّت نيازمند و گرفتاريم، به كارسازى محبّت اهل‏بيت(ع) آگاه مى‏شويم. در اين زمينه هم حديث بسيار است از جمله اين چند حديث مشهور رسول خدا(ص):
1 - «حُبّى و حُبُّ اهلِ بيتى نافعٌ فى سَبعةِ مَواطِنَ اَهوالُهُنَّ عظيمةٌ: عندَ الوفاةِ و فى القبر و عندَ النُّشورِ و عندَ الكتابِ و عندَ الحسابِ و عندَ الميزانِ و عند الصِّراط».(45)
حبّ من و محبت اهل بيت من در هفت جا سود مى‏بخشد، هفت جايى كه هول و هراس آنها عظيم است: هنگام مرگ، در قبر، هنگام برخاستن از قبر، هنگام تحويل نامه اعمال، هنگام حساب و بررسى اعمال، هنگام سنجش عملها و هنگام عبور از صراط.
2 - «سَأل رَجُلٌ رسولَ اللَّهِ عَنِ السّاعة، فقال: ما اَعْدَدْتَ لها؟ قال: ما اعدَدْتُ لها كبيراً، اِلّا انّى اُحِبُّ اللَّهَ و رسولَه. قال: فَاَنْتَ مَعَ مَنْ اَحْبَبْتَ (المرءُ مَعَ مَن اَحَبّ) قال انسٌ: فما رأيتُ المسلمينَ فَرِحُوا بعدَ الأسلام بِشى‏ءٍ اَشَدَّ مِن فَرَحِهِم بِهذا».(46)
مردى از پيامبر پرسيد كه قيامت كى است و چگونه است؟ حضرت پرسيد: براى قيامت چه آماده كرده‏اى؟ گفت: چيز مهمّى آماده نكرده‏ام، جز اينكه خدا و پيامبرش را دوست دارم. حضرت فرمود: تو با كسى هستى كه دوست مى‏دارى (انسان با كسى محشور مى‏شود كه دوستش دارد). انس گويد: من نديدم كه مسلمانان، پس از اسلام به چيزى بيش از اين سخن خوشحال شوند.
3 - على(ع): «مَن اَحَبَّنا كانَ مَعَنا يومَ القيامة، ولو اَنَّ رَجُلا اَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ».(47)
هر كس ما را دوست بدارد، در روز قيامت با ما خواهد بود، اگر كسى يك سنگ را دوست بدارد، خداوند او را با آن سنگ محشور مى‏سازد.
اين مژده بزرگى است كه علاقه‏مند به اهل‏بيت(ع) بداند كه در آخرت هم با آنان محشور خواهد بود. وقتى محبّت تا اين اندازه كارساز است، چرا اين گنج را نداشته باشيم؟
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: دم مرگ، وقتى كه جانتان به گلوگاه مى‏رسد، بيشترين نياز را به محبّت ما داريد. اگر حبّ ما در دلتان بود، فرشته مژده‏رسان مى‏آيد و مى‏گويد: هراسى نداشته باش، كه ايمن شدى.(48)
آثار محبت اهل بيت(ع) در روايات، بسيار فراوان ذكر شده است، جمع‏بندى اين آثار و منافع، بخصوص براى مرحله آخرت، در اين عنوانها مى‏گنجد:(49)
- موجب از بين رفتن گناهان مى‏شود.(50)
- دل را پاك مى‏سازد.(51)
- در دل، حكمت جارى مى‏سازد.(52)
- كمال دين است.(53)
- موجب برخوردارى از شفاعت است.(54)
- نور در قيامت است.(55)
- ايمنى در قيامت است.(56)
- موجب ثبات در صراط است.(57)
- از آتش دوزخ نجات مى‏دهد.(58)
- موجب محشور شدن با اهل بيت است.(59)
- انسان را بهشتى مى‏سازد.(60)
- موجب خير دنيا و آخرت و نجات از عذاب قبر است.(61)
حضرت رسول(ص) فرمود: خداوند به هر كس محبت امامان از اهل‏بيت مرا روزى كند به خير دنيا و آخرت رسيده و بى‏شك اهل بهشت است و در حبّ اهل‏بيت من بيست خصلت و فايده است، ده تا در دنيا و ده تا در آخرت.(62)
توجّه به آثار و بركات اين محبّت، سبب شيفتگى انسان به اهل بيت(ع) مى‏شود و اين گوهر گرانبها را در نظر افراد، ارزشمند مى‏سازد. نمونه‏هاى متعدّدى نقل شده از كسانى كه به خواب زندگان آمده‏اند و چون از اوضاع و احوال پس از مرگ از آنها سؤال شده، در پاسخ گفته‏اند: بازار عمل خيلى كساد است، آنچه ما را نجات داد، محبّت خاندان پيامبر بود. اين نيز بخشى از نيازمندى ما را به محبّت و كارساز بودن مودّت اهل‏بيت نشان مى‏دهد.

7-ارزش جلوه دادن محبّت اهل بيت(ع)


وقتى كارى مورد تقدير و تشويق قرار مى‏گيرد و به عنوان «الگو» مطرح مى‏شود، در ديگران هم جذبه و كشش ايجاد مى‏كند. ارزشگذاران جامعه، مسؤولان فرهنگى هنرى، برگزاركنندگان مسابقات، جايزه‏دهندگان، اينها همه در ارزش به شمار آمدن اين محبّت نقش دارند. وقتى كسى به خاطر شعر گفتن يا قصّه نوشتن يا كتاب خواندن در مورد ائمّه(ع) تشويق شود، هم محبّت پيدا مى‏كند و هم به خاطر اين پيوند، احساس عزّت و سربلندى دارد. چون مى‏داند كه اين كيف و چادر و كتاب و جايزه را به خاطرِ اين موضوع جايزه گرفته است و از آن قضيّه، خاطره شيرينى به يادش مى‏ماند كه در پديد آوردن اين جذبه، مؤثر است.
افراد نسبت به هر چه مورد تشويق و احترام قرار مى‏گيرند، از جمله گرايشهاى مذهبى و علاقه به اهل‏بيت، به آنها علاقه بيشترى پيدا مى‏كنند و اگر بى‏توجهى و برخورد سرد ببينند، دلسرد و زده مى‏شوند. در اين زمينه، بخصوص تشويق در حضور ديگران مؤثرتر است. البته بايد دقت كرد كه تشويق، حالت «رشوه» پيدا نكند.
در جامعه به هر چه بها داده شود، هم نسبت به آن گرايش پيدا مى‏شود و هم طرفداران، با غرور و افتخار آن را مطرح مى‏كنند. مثلاً وقتى از جوانها مى‏پرسند: درباره چه چيزى شعر مى‏گوييد، اغلب مى‏گويند: عشق، بهار، دوستى، زندگى، گل و بلبل و... وقتى از نوجوانان و جوانان پرسيده مى‏شود: چه كتابهايى مى‏خوانيد، مى‏گويند: رمان، كتابهاى علمى، داستانهاى تخيّلى و...
گويا سختشان است بگويند كه درباره خدا و نماز و ائمّه(ع) شعر مى‏گوييم يا كتابهاى مربوط به اهل‏بيت(ع) و كتب دينى مى‏خوانيم. چون از اين جهت مورد تشويق قرار نمى‏گيرند و با نام اينها آب دهانشان راه نمى‏افتد و احساس غرور شخصيت و باليدن و فخر فروختن نمى‏كنند.
بايد شرايطى پيش آورد كه اگر كسى درباره اهل بيت(ع)، شعر گفت، شعر حفظ كرد، حديث حفظ كرد، كتاب خواند، قصّه نوشت، فيلم ساخت، تابلوى هنرى كشيد، يا حتى نام ائمّه(ع) را داشت يا نام اهل‏بيت(ع)را روى فرزند خود گذاشت، احساس افتخار و سربلندى كند و اين را ارزش احساس كند و ارزنده تلقّى كند. حبّ اهل‏بيت، لطف و موهبت ويژه الهى است كه در دلهاى شايسته جاى مى‏گيرد. به فرموده حضرت رضا(ع):
«يَهدِى اللَّهُ لِولايتنا مَنْ اَحَبَّ».(63)
خدا هر كه را دوست بدارد، به ولايت ما راهنمايى مى‏كند.
به قول شهريار:

چه شاعران كه هم اهل صفا و مردِ رهند

ولى «مقام ولايت» به هركسى ندهند

معمولاً اشخاصى كه به خاطر مثلاً نام على، مهدى، فاطمه، حسين و... در مناسبتهاى ويژه امامان، جايزه مى‏گيرند، نسبت به اين نام‏ها و صاحبان آنها علاقه پيدا مى‏كنند و ديگران هم آروز مى‏كنند كه كاش چنين نامهايى داشتند و به مواهب و هدايايى نايل مى‏شدند. به اين نكته بايد چنان ظريف عمل شود كه شوقِ داشتن چنين نامهايى در دل ايجاد شود، نه آنكه به خاطر نداشتن اين اسامى، عقده و بدبينى و احساس حقارت پديد آيد و اثر منفى به بار آورد. اين محبت بايد چنان نفيس و قيمتى معرفى شود كه دارنده آن، به داشتنش افتخار كند و آن را كوچك نشمارد. توصيه امام صادق(ع) است كه: مودّت و دوستى ما را كوچك نشماريد، چرا كه از باقيات صالحات است.(64)

مهر تو را به عالم امكان نمى‏دهم

اين گنج، پربهاست، من ارزان نمى‏دهم

وقتى از رسانه‏ها، تلويزيون، مسابقات و گزارشها، «الگو» معرفى مى‏شود، تأثيرگذار است و همان الگوى مطرح شده، محبوب دلها مى‏شود، خواه يك فوتباليست باشد، يا آوازخوان، يا حافظ قرآن، يا مخترع، يا نقاش و شاعر و هركس در هر زمينه و موردى مورد تشويق و تكريم قرار گيرد، همان «جهت»، مورد توجّه مخاطبان اينگونه برنامه‏ها واقع مى‏شود. تشويق يك هنرپيشه، گرايش به هنر را افزايش مى‏دهد، تشويق يك حافظ قرآن، علاقه به قرآن و قرائت و حفظ، پديد مى‏آورد و بزرگداشت يك دانش‏آموز موفق در المپيادهاى علمى، گرايش علمى جوانان را بالا مى‏برد.
چهره‏ها، شعرها، شاعران و شخصيتهاى علمى، ادبى و هنرى كه حتّى در كتب درسى كودكان و نوجوانان مطرح مى‏شود، محبّت و علاقه مى‏آفريند. از اين رو در گزينش اينگونه چهره‏ها نيز بايد دقت كرد، چون معرفى يك شاعر ولايى و انقلابى، نوعى الگو دادن است و گرايشهاى مذهبى و اهل‏بيتى مى‏آورد.
امام صادق(ع) فرمود:
«يا مَعشرَ الشيعة! ... عَلِّموا اَولادَكُم شِعْرَ العَبدى‏ فَاِنَّهُ عَلى‏ دينِ‏اللَّه».(65)
اى گروه شيعه! به فرزندانتان شعر «عبدى» را بياموزيد، چرا كه او بر دين خداست.
اين توصيه امام صادق(ع) كه شيعيان شعر عبدى كوفى‏(66) را به بچه‏هايشان ياد بدهند، بزرگترين تشويق و الگودهى است. شعر عبدى، از فضيلتهاى اهل بيت(ع)، موج مى‏زد. «سيد حِمْيَرى» كه از شاعران متعهّد شيعه است مى‏گفت: هر كس حديثى بگويد از فضايل على(ع) و اهل بيت(ع) كه من آن را در شعرم نگفته‏ام، اين اسبم را به او مى‏بخشم!
ابوطالب، پدر حضرت على(ع) از موحدان و مؤمنان به پيامبر اكرم بود و در وصف او اشعارى سروده است. نقل است كه حضرت على(ع) دوست مى‏داشت كه شعرهاى ابوطالب نقل و تدوين گردد و فرمود: آنها را ياد بگيريد و به فرزندانتان هم بياموزيد، چرا كه ابوطالب، بر دين خدا بود و در شعر او دانش بسيارى است:
«كانَ اميرُالمؤمنين(ع) يُعجِبُه اَن يُروى‏ شعرُ ابى‏طالبٍ وَانْ يُدَوَّنَ وقال: تَعَلّموهُ وَعَلِّموه اولادَكُم، فانّه كانَ على‏ دينِ‏اللَّه وفيه علمٌ كثيرٌ».(67)
اين نيز نمونه ديگرى در الگودهى فرهنگى و ادبى و توجه به محتوا و درونمايه مثبت و سازنده شعر و شاعر است كه در انتقال به فرزندان بايد مورد توجّه قرار گيرد.
دختر ابو الأسود دوئلى وقتى فهميد كه خليفه، عسل را فرستاده تا محبت اهل بيت(ع) را از دل آنها بيرون كند، آنچه را خورده بود، پس آورد، و نخواست با خوردن عسل، مِهر آل على را از دست بدهد.(68)
معلّمان در اين مسائل خيلى مى‏توانند خط دهى داشته باشند و به گرايشها و الگوگيريهاى نوجوانان جهت بدهند. حتى اگر يك دختر و پسرِ غير متعهّد، به خاطر اينكه اسمشان مهدى يا زينب و فاطمه است جايزه بگيرند، همين تأثير ضمنى در ايجاد محبّت مى‏كند. اگر اهداى جوايز، در سالروز مناسبتهاى دينى و اهل‏بيتى انجام گيرد، بخصوص ولادتهاى معصومين، در ايجاد زمينه‏هاى گرايش مؤثر است.
در احاديث شفاعت آمده است كه روز قيامت، حضرت زهرا(س) شيعيان را شفاعت مى‏كند. آنان كه مورد شفاعت قرار گرفته‏اند، از خدا مى‏خواهند كه منزلت و قدرشان آن روز معلوم گردد. به آنان خطاب مى‏شود: برگرديد و بنگريد، هركس به خاطر محبّت فاطمه(س) شما را دوست داشته، يا به شما طعام و لباس داده و آب نوشانده، يا از آبروى شما دفاع كرده، دست او را بگيريد و وارد بهشت سازيد.(69) اين نيز نشان دهنده ارزش اين محبّت و اثربخشى آن در قيامت است. برگرفته از کتاب راههای ایجاد محبت اهلبیت به قلم جواد محدثی

 


1 - بحارالانوار، ج‏101، ص‏98.
2 - صحيفه سجّاديه، دعاى 25.
3 - بخشهايى از مقاله «حسينيّه دل»، از نويسنده.
4 - وسائل الشيعه، ج 3، ص 411، بحارالانوار، ج 98، ص 118 .
5 - بحارالانوار، ج 97، ص 230 .
6 - بحارالانوار، ج 97، ص 228 - 230 .
7 - همان.
8 - همان، ج 63 ، ص 448 .
9 - همان، ج 101، ص 114 .
10 - وسائل الشيعه، ج 10، ص 410، بحارالانوار، ج 98، ص 124 و 136 .
11 - بحارالانوار، ج 98، ص 123 .
12 - همان، ص 121 .
13 - از جمله در برنامه‏هاى جنبى «شب شعر عاشورا» كه همه ساله در شيراز برگزار مى‏شود، مراسم «تربت نوشانى» به افراد جلسه است، شربت زعفران آميخته به تربت را در كام همه حضار به مقدار يك قاشق يا نيم استكان مى‏ريزند، اين برنامه، نقش عجيبى در ايجاد عشق و علاقه به امام حسين(ع) و تغيير حالتِ روحى افراد دارد.
14 - سفينة البحار (چاپ جديد)، ج‏2، ص‏17.
15 - مائده: 119، توبه: 100، مجادله: 22، بيّنه: 8.
16 - مائده: 54.
17 - مفاتيح الجنان، ص 350 (زيارت اميرالمؤمنين، زيارت امين اللَّه).
18 - مناقب ابن شهر آشوب، ج‏1، ص‏85.
19 - رجال كشى، ج‏2، ص‏473 و 381.
20 - همان، ص‏685.
21 - تفسير عيّاشى، ج‏2، ص‏231.
22 - همان.
23 - بحارالانوار، ج 26، ص 124 .
24 - همان، ص 146 .
25 - همان، ج 23، ص 313 .
26 - مريم، آيه 58 .
27 - بحارالانوار، ج 26، ص 224 .
28 - غاشيه، آيه 26 .
29 - بحارالانوار، ج 7، ص 203 .
30 - همان، ج 8 ، ص 41 .
31 - همان.
32 - همان، ج 2، ص 206 .
33 - همان، ج 65 ، ص 43 .
34 - همان، ج 9، ص 112 .
35 - ميزان الحكمه، ج 5، ص 233 .
36 - براى مطالعه متن اين احاديث فراوان مى‏توانيد از «المعجم المفهرس» بحارالأنوار، واژه شيعه، بهره بگيريد.
37 - بحارالأنوار، ج‏23، ص‏232.
38 - پيامبر اكرم(ص): «اساس الاسلام حبّى و حبّ اهل بيتى»، (كنز العمّال، ج‏12، ص‏105).
امام باقر(ع): «حبّنا اهل البيت نظامُ الدّين»، (امالى شيخ طوسى، ص‏296).
39 - پيامبر اكرم(ص): «مَنْ احبّنا فقد احبّ اللَّه و من ابغضنا فقد ابغض اللَّه»، (امالى صدوق، ص‏386)؛ در زيارت جامعه كبيره نيز مى‏خوانيم: من احبّكم فقد احبّ اللَّه.
40 - پيامبر اكرم(ص): «... من احبّ هولاء فقد احبّنى و من ابغضهم فقد ابغضنى»، (تاريخ دمشق «ترجمة الامام الحسين»، ص‏91).
41 - امام باقر(ع): «انّى لأعَلَم انّ هذا الحبَّ الّذى تحبّونا ليسَ بشى‏ء صَنعْتُموه ولكنّ اللَّه صنعه»، (المحاسن، ج‏1، ص‏246).
42 - امام صادق(ع): «حبّنا اهل البيت افضلُ عبادة»، (المحاسن، ج‏1، ص‏247).
43 - امام صادق(ع): «لاتستصغروا مودّتنا، فانّها من الباقيات الصّالحات»، (مناقب ابن شهر آشوب، ج‏4، ص‏215).
44 - بحارالأنوار، ج‏27، ص‏193.
45 - ميزان الحكمه، ج‏2، ص‏237.
46 - بحار الأنوار، ج‏17، ص‏13؛ ميزان الحكمه، ج‏2، ص‏242.
47 - بحار الأنوار، ج 37، ص‏335.
48 - همان، ج‏6، ص 187.
49 - اين آثار و عناوين برگرفته از كتاب «اهل البيت فى الكتاب والسنه» محمدى رى‏شهرى است.
50 - پيامبر اكرم(ص): «حبّنا اهل البيت يكفّر الذنوب و يُضاعف الحسنات» (ارشاد القلوب، ص‏253).
51 - امام صادق(ع): «لا يحبّنا عبدٌ حتّى يطهّر اللَّهُ قلبَه» (دعائم الاسلام، ج‏1، ص‏73).
52 - امام صادق(ع): «من احبّنا اهل البيت و حقّق حبّنا فى قلبه جَرَتْ ينابيع الحكمة على لسانه» (المحاسن، ج‏1، ص‏134).
53 - پيامبر اكرم(ص): «حبّ اهل بيتى و ذرّيتى استكمالُ الدّين» (امالى صدوق، ص‏161).
54 - پيامبر اكرم(ص): «شفاعتى لأمتى مَن احبّ اهلَ بيتى و هم شيعتى» (تاريخ بغداد، ج‏2، ص‏146).
55 - پيامبر اكرم(ص): «اكثركم نوراً يومَ القيامة اكثركم حُبّاً لآل محمّد»، (بشارة المصطفى، ص‏100).
56 - پيامبر اكرم(ص): «من احبّنا اهل البيت حشره اللَّه تعالى آمناً يومَ القيمة»، (عيون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏220).
57 - پيامبر اكرم(ص): «اَثْبَتُكم قَدَمَاً عَلى الصّراط اشدّكم حُبّاً لأهل بيتى»، (فضائل الشيعه، ص‏48).
58 - امام صادق(ع): «واللَّه لايموتُ عبد يحبّ اللَّه و رسولَه و يتولّى الأئمّة(ع) فَتمسَّهُ النار»، (رجال نجاشى، ج‏1، ص‏138).
59 - پيامبر اكرم(ص): «مَن احبّنا اهل البيت فى اللَّه حُشر معنا و اَدْخَلْناهُ مَعَنا الجَنّة»، (كفاية الأثر، ص‏296).
60 - پيامبر اكرم(ص): «اعلى‏ درجات الجنّة لِمَنْ اَحَبّنا بِقلبه و نَصرنا بلسانه و يَده»، (المحاسن، ج‏1، ص‏251).
61 - پيامبر اكرم(ص): «مَن ارادَ اَنْ ينجو مِن عذابِ القبرِ فليُحبَّ اهلَ بيتى... و من اراد دخولَ الجنّة بغير حسابٍ فليحبَّ اهل بيتى فواللَّهِ ما اَحبَّهم اَحدٌ الاّ رَبِحَ الدّنيا والآخرَة»، (مقتل الحسين خوارزمى، ج‏1، ص‏59).
62 - بحارالأنوار، ج‏27، ص‏78.
63 - بحارالأنوار، ج‏16، ص‏356.
64 - همان، ج 23، ص 250 (لا تستصغِرْ مودَّتنا فانّها مِن الباقيات الصالحات).
65 - الغدير، ج‏2، ص‏295.
66 - نامش سفيان بن مصعب است. وى از شاعران برجسته شيعه و مورد عنايت اهل‏بيت بود كه عمده شعر او پيرامون مدح و مرثيه اهل بيت است. در زمان امام صادق(ع) مى‏زيست. براى آشنايى با چهره او، از جمله ر.ك: ماهنامه كوثر، شماره 24 (اسفند 77) و «سفيان بن مصعب» از: سيد هاشم محمّد.
67 - مستدرك وسائل الشيعه، ج‏2، ص‏625.
68 - درباره او ر.ك: ماهنامه كوثر، شماره 20 (آبان 77) و «ابوالأسود الدوئلى فى الميزان» از: محمد المنصور.
69 - بحار الأنوار، ج‏8، ص 52.


موضوعات مرتبط: کربلا در یک وبلاگ

تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 0:12 | نویسنده : حامد نیک زاد |

دانلود صدای مسعود جعفری نژاد

نوحه سینه زنی لاری در شب نهم محرم مسجد ولی عصر

دانلود نوحه


موضوعات مرتبط: دانلود سینه زنی به سبک لار
برچسب‌ها: نوحه شب نهم , یا اباالفضل , نوحه عباس

تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 9:5 | نویسنده : حامد نیک زاد |

نوای نعمت زائر در سالهای قدیم

نوحه سینه زنی کربلایی نعمت زائر اجرا شده در سالهای قدیم

دانلود نوحه ها با حجم 254.1 مگا بایت


موضوعات مرتبط: دانلود سینه زنی به سبک لار
برچسب‌ها: دانلود سینه زنی لار , نعمت زائر

تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | 17:54 | نویسنده : حامد نیک زاد |

آیه ای از از قران که به حادثه کربلا اشاره دارد.

قدس آنلاین: بر اساس روایت مشهوری از امام زمان (عج)، ایشان آیه «کهیعص» را مرتبط با واقعه کربلا عنوان می‌کنند و «ک» را از نام کربلا، «هـ» را از هلاکت، «ی» را نشانه یزید، «ع» را نشانه عطش و «ص» را نشانه صبر دانسته‌اند.

بسیاری از مفسّران قرآن کریم معتقدند که آیه «کهیعص» که از حروف رمزی و مقطّعه در قرآن است به ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) اشاره کرد.

دلیل این مفسران بر ارتباط آیه «کهیعص» با ماجرای کربلا، روایتی از «سعد بن عبدالله قمی» است که در کتب روایی از جمله «کمال‌الدین وتمام النعمة» شیخ صدوق (متولد نیمه اول قرن چهارم هجری) و «احتجاج»‌ مرحوم طبرسی (متولد نیمه اول قرن ششم هجری) آمده است.

از کتاب‌های متأخر نیز می‌توان به «تفسیر البرهان» سیدهاشم بحرانى و «بحار الانوار» علامه مجلسی اشاره کرد که این روایت در آن‌ها ذکر شده است.


موضوعات مرتبط: تفاسیر
برچسب‌ها: روایت حضرت مهدی , مهدی , تفسیر

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 12:2 | نویسنده : حامد نیک زاد |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.